ديدي وقتي بيشتر از ظرفيت يه ليوان توش آب ميريزي سر ريز ميشه؟ منم ديگه بيشتر از ظرفيتم بد بختي و مشکل ریخته رو سرم... ، سر ريز شد و زده به سرم و به قول خودت قاط زدم... !
طاقتم سر اومد و ديگه به خودمم اعتماد ندارم. اصلا" من کی باشم؟
اينجا رو هم به خدا ميسپارم. تا بعد...
پينوشت: هر چه بگندد نمكش مي زنند، واي به روزي كه بگندد نمك!
+
نوشته شده در شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 22:24 توسط مـــــامـــــان بـــــــزرگ
اطلاع از مشخصات يك بلاگر جز ساختن يك تصوير ذهني از وي در ذهن مخاطب هيچ توفيري به حال خواننده ندارد و از آنجایی که بعيد مي دانم خودم را شناخته باشم پس در چند سطر نمي توانم خودم را بشناسانم به مخاطبانم... پس همان بهتر که با گذشت روزها هم بنده خودم رو بيابم و دريابم و هم شما بدانيد كه كيستم. و اما اسم وبلاگ كه بنا به روحیه ی بسي جوان و صد البته ارادت خاصم به تمامي مادر بزرگ ها بالاخص مادر بزرگ خودم انتخاب شده و عرض ادبی هست به وي در آن سوی ابرها یا شاید در زیر خاکها... اينجانب هیچ اعتقادی به تبادل لینک ندارم و اگر کسی لطفی کرده و لینکم را در بلاگ یا سایتش قرار داده ممنونم، من نيز اگر بخواهم كه هميشه بخوانم حتما" لينك ميكنم تا در دسترسم باشد.